ما یه نفریم یه نفر قوی

این چند وقت به شدت از دنیای مجازی فاصله گرفتم. به طوری که اندک فرصتی برای پست کردن داستانم در وبلاگ هم ندارم.

دیشب به طور اتفاق متوجه شدم که بهترین دوستم در دوران دانشگاه از امروز مشغول به خدمت سربازی خواهد شد. دوستی که تقریبا در تمام غم و شادی دوران کارشناسی باهم شریک بودیم. بعد از اون تصادف لعنتی و پر کشیدن آدم خوبی مثل منصور اسم سربازی تنم رو میلرزونه. و حالا بهترین دوستم داره میره سربازی..... تقریبا دیشب رو خواب نرفتم
حسینم برو و مرد، برگرد

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

چهل

چهل روز گذشت
بیش از چهل روز است که یک نفر از آدم های خوب زمین کم شده است.
یاد بخیر منصور
۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

به گوشی

یه نکته از سخنرانی مراسم وداع با شهید گمنام:

تلفات جنگ نرم دیگه شهید حساب نمیشن...
۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

سوال

آقا این چالش عکس سیاه سفید چیه آخه؟؟؟؟ یعنی قراره با گذاشتن عکس سیاه سفیدمون تو اینستا چه چیزی اتفاق بی افته؟ آخه حتی باعث خنده مردم هم نمیشه!!!!!

مسئولا ن رسیدگی کنن
۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

اپراتور هوشمند

چند وقتی هست که ازگوشی احمق ( غیر هوشمند ) استفاده می کنم، و از شروع استفاده ازش، تعداد پیامک هایی که اپراتور برام میفرسته خیلی بیشتر شده، که معمولا بدون باز کردن پاک میشن.
این اواخر اپراتور پیامک داده: "سلام نمی خوای جواب بدی؟.........."!!!!!

خدایا ما داریم کجا میریم
۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

منصور

شب طبق معمول تلگرام رو باز می کنی.... ولی یه چیزی عجیبه... خیلی از بچه ها عکسشون با منصور رو گذاشتن واسه آی دی پیکچرشون!.....اولین گروه رو که باز می کنی گروه بچه های دانشگاست در مورد تصادف اتوبوس توش بحث شده... بحث بی حوصله رد می کنم.... تا وسط بحث یهو عکس منصور رو می بینم... زیر عکس نوشته بنابرشایعات منصور صفری جز کشته شدگان تصادف اتوبوس سربازهاست... این خبر تو چند تا از کانال ها و گروه ها می بینم...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
منصور خاطراتت دارن تو ذهنم رژه میرن... یادت پایدار.
خدا آخر عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه. خدا به خانوادت صبر بده
ولی من هنوز منتظرم که شیرینی پایان خدمتت رو بخورم
۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

شاید باورتون نشه

شاید باورتون نشه ولی سحر گذشته، سحری دعوت بودم. خیلی خوب بود
۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

تا سحر بیدار من

یکی از مشکلاتی که توی ماه رمضون گریبان گیرم شده اینه که تمام برنامه هایی که تو روزای عادی انجام می دادم الان جمع شدن تو فاصله بین افطار تا سحر تازه یه سری کارهای جدید هم اضافه شدن
۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

بین دعا و مناجات هایی که داریم، دعا ها و مناجات های روایت شده از حضرت علی (ع) یک حال و هوایی مخصوص دارد. از دعای کمیل و مناجات شعبانیه گرفته تا مناجات "مولای یا مولای...."
همه این ادعیه یه جوری عشق بازی با خدا رو تو خودش داره، یه جور ناز کردن...
خدایا من خیلی گناهکارم ولی تو که حد بخشایندگیت از گناهای من بیشتره....
خدایا تو که تو این دنیا این همه به من حال دادی، آبروم که نبردی هیچ آبرومندم هم کردی، خدایا من به این آبرو و این زیر سیبلی رد کردنت اون دنیا بیشتر نیاز دارم.....
خدایا اگه منو بندازی جهنم، من به جهنمیا میگم که دوست دارم....
خدایا من بنده ام تو سروری، کی میخواد بنده رو ببخشه جز سرور؟؟؟
۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

درد....دوا

1. سال اول دانشگاه-نمازظهر و عصر-مسجد: بین دو نماز حاج اعلام کرد که بعد از نماز عصر مراسم بدرقه کاروان کربلای دانشگاه است. تمام نماز عصر احساس خفگی داشتم. چیزی سخت گلویم میفشرد. من هم اسم نوشته بودم ولی نتیجه قرعه کشی چیزی نبود که من می خواستم. جلوی اتوبوس مثل بچه هایی که از پدر مادرشان خداحافظی می کنند اشک ریختم.......
2. سال آخر دانشگاه-دفتر نهاد: باز هم همان فشار بود. به سختی جلوی خودم رو گرفته بودم. صدای دختری از قسمت خواهران می امد که داد میزد:"امام حسین طلبیده شما نمیطلبید". بازهم نتوانسته بودم بروم. همه چیز درست بود. یک دفعه نشد. کارمند نهاد رو به من و در جواب آن دختر گفت:"خب، خواهر من اگر امام حسین طلبیده بود، ما هیچ کاری نمی تونستیم بکنیم"..... همین کافی بود....اشک و آه
3. الحمدلله

+ همه عزیزانی که نظر لطف دارند و برای خوندن نوشتجات من وقت میذارند رو به اسم دعا خواهم کرد. هم اونایی که نظر میدن هم اونایی که چراغ خاموش میان
۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی