۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

خردی را فراموش نمی کنم

در جوانی خود، یکی او بود کل فامیل..... تمام شهر رو پیاده می رفت و می آمد و به همه فامیل سر می زد. وقتی خاطره می گوید میفهمی که در زایمان، ازدواج، مهمانی بالاخره همه شادی و غم فامیل حضور داشته...... چه سال هایی که به پای خواهر مریض خود ننشست و چطور جای خالی پدر و مادر را برای بچه های دختر یتیم شده اش پر کرد....

الان با که شب ها بعد از صدای سرفه هایش، با خدای خود صحبت می کند و سفره دل می گشاید تمام این خاطرات جلوی چشمم قدم رو می رود.

زحمات یک مادر صد ها فرزند نمی توانند جبران کنند.




+ خدایا همه مریضان رو شفای عاجل عنایت فرما

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

طوری نشود که این طوری بشود

کپی پیست از صفحه اینستاگرام حاج آقا آخوند روحانی


بنظرم دچار #توهم_دانایی شدیم
روزانه دهها و صدها بیت شعر برای این و اون میفرستیم
بدون اینکه خودمون دو بیتش رو حفظ باشیم

دهها دستور آشپزی و شیرینی پزی دریافت و ارسال میکنیم
بدون اینکه یه دونه شو خودمون درست کنیم

و الی آخر

نشیم مصداق مثال #قرآن
#کمثل_الحمار_یحمل_اسفارا
..

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی

تابستان خوب

تازه امتحانات تمام شده است. از قبل امتحانات یا شاید هم زمانی دیر تر در این تفکری که صبر کن تابستان بشود چه ها که نمی کنم. اول تابستان که ماه رمضان است و به علت کوتاهی شب های رمضان فاصله افطار تا سحر فرصت عالی برای درس خواندن و رسیدگی به بقیه کار هاست. نه تنها می شود درس خواند بلکه میشود چندین هدف دیگر که برای آخر تابستان در نظر گرفته ای را به سر انجام رساند.... و حالا تابستان است و ماه رمضان از نیمه گذشته و من هستم فقط با یک برنامه خوب برای یک تابستان خوب همین

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مصطفی فتاحی اردکانی